نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

فرشته کوچولو

حمام !!

امروز 28 مهر بعد از گذشت 12 روز مامان جرأت پیدا کرد من رو با دست گچ گرفته ببره حمام پس با یه دست سلفون پیچ شده پیش به سوی حمام هوراااااااااا ...
28 مهر 1392

برج ...

من هم میتونم یه برج خوشگل بسازم درست کردن این برج کار ساده ای نیست چون که این مکعب ها پارچه ای هستند و به سختی روی هم قرار میگیرند و حتی مامان و بابا هم نمیتونند شش مکعب را روی هم بگذارند و با گذاشتن پنجمین مکعب برجشون میریزه ...
28 مهر 1392

یه اتفاق ساده ...

بله یه اتفاق ساذه مثل پائین اومدن از میزی که کمتر از نیم متر با زمین فاصله داره میتونه باعث شکسته شدن دست نازنینم بشه ... روز 14 مهر این اتفاق برای من افتاد و درست در همون هفته ای که قرار بود برم آتلیه تا به مناسبت دو سالگی ام عکس بگیرم در عوض دو بار رفتم رادیولوژی !!! بر عکس اون چیزی که مامان فکر میکرد و تصورش این بود که روزهای بدی رو باید با هم تجربه کنیم و حتما خیلی به من سخت میگذره و چقدر به خاطر این مسئله تو بیمارستان گریه کرد، ولی اصلا اینطوری نبود و من خیلی خیلی خیلی صبورانه شرایطی که دارم رو تحمل میکنم و اصلا بی قراری نمیکنم و بهانه جویی هم نمیکنم و مامان از اینکه چقدر نگران شرایط من بود خنده اش میگیره و خدا رو شکر میکنه ...
28 مهر 1392

سفرنامه تبریز 6

روز آخر سفر بابا صبح زود ساعت 7 بیدار باش رو زد. حالا من خواب آلو اینا میگن بخند بخند عکس بگیرم. آخه شما باشید خندتون میگیره ؟!! ... ولی وقتی مامان گفت بریم صبحانه بخوریم نیشم تا تا بناگوشم باز شد. بعد از خوردن صبحانه رفتم توی محوطه هتل برای خداحافظی با دوستم که تو این چند روز وقت صبحانه و ناهار و شام همدیگر رو میدیدیم.   دوان دوان به سمت دوست نازنینم دیگه وقت خداحافظی رسیده و باید عکس یادگاری بگیریم! بشین دیگه پیشی! حواست کجاست؟!! آهان حواست پیش شیشه شیر منه ؟!! بفرمائید شیرم رو با پیشی تقسیم کردم ولی هر چی به مامان گفتم: "کِک(کیک) بده بخوره" میخندید و میگفت: کیک دوست نداره نمیخوره. واقعاً که پیشی...
5 مهر 1392

سفرنامه تبریز 4

روز چهارشنبه رفتیم بازار قدیمی تبریز که بزرگترین بازار سقفی جهانه البته من گربه های توی حیاط و دنبال کردن اونها رو بیشتر دوست داشتم تا گشت و گذار توی بازار برای حفظ آرامش گربه ها سریع از اونجا خارج شدیم و رفتیم مکان بعدی کجا؟ ارگ علیشاه که قرار بوده به دست شهردار محترم دوره آقای خاتمی تخریب بشود ولی با مخالفت سازمان میراث فرهنگی نجات پیدا کرده البته نه بطور کامل چون تقریباً به حالت خرابه درآمده و از محوطه اون به عنوان پارکینگ استفاده میشه.         علیشاه کجایی که ببینی!!! طبق روزهای قبل بعد از ظهرها ماله منه یعنی باز هم پارک و بازی و این بار پارک ایل گلی یا همون شاه گلی که عمارت داخل...
29 شهريور 1392

سفرنامه تبریز 5

و اما روز آخر سفر یعنی پنج شنبه باز هم با بازدید از مکانهای تاریخی آغاز شد. خانه امیر نظام و موزه قاجار و باز هم آب بازی در حوض خانه و امامزاده سید حمزه که بخشهایی از این بنا مربوط به دوره قاجار و بخشهایی مربوط به دوره صفویه است اینجا از مکانهای مورد علاقه من بود و با ذوق به مامان میگفتم:" مامان مشهده، بوس کنم، الله کنم" و یه عالمه نماز خوندم فکر میکنید کجا نماز خوندم؟ دقیقاً روی سنگ قبر آقای عزیزخان رئیس کل قشون زمان امیرکبیر آخه روی سنگ قبرش مثل جاهای دیگه حرم فرش بود. و مامان با خوندن نقشه حرم متوجه شد. آخرین جایی که رفتیم مقبره باقرخان "سالار ملی" بود. ببینید ولی باور نکنید که من آنقدر مظلومانه توی کافی شاپ هتل در...
29 شهريور 1392

سفرنامه تبریز 3

روز سه شنبه از شهر تبریز خارج شدیم تا به اسکو و کندوان سری بزنیم. خیلی خونه های سنگی جالب بودند. چیزی که بیشتر از این خونه های کله قندی سنگی برای من جالب بود مرغ و خروس ها بودند که بیچاره ها کم مونده بود از دست من خودشون رو پرت کنن پایین کوه میشه دیگه بسه .... به مامان میگم: "خسته شدم" ... "بغلم کن" میگه: سنگینی نمیتونم!!! ...
29 شهريور 1392

سفرنامه تبریز 2

روز دوشنبه تبریز گردی رسماً آغاز شد. بعد از صرف صبحانه که من این قسمت از برنامه رو خیلی دوست داشتم و تمام مدت از پای ظرف حاوی آب پرتقال تکون نمیخوردم و آنقدر اونجا می ایستادم تا یکی برام بریزه اولین مقصد مسجد کبود با قدمت 600 سال بود و بعد موزه عصرآهن که پر از اسکلت های انسان با قدمت 3500 سال بود!!! که در سال 1376 در نتیجه گودبرداری برای ساخت مجتمع تجاری کشف شده!!! و بعد مکان سوم مقبره الشعرا که آرامگاه بسیاری از شاعران معروف از جمله شهریار میباشد. و مکان چهارم خانه مشروطه که یک خانه قدیمی متعلق به یک تاجر که در زمان مبارزات مشروطه خواهان محل جلسات سری بوده است با یه عالمه عکس و خاطره از انقلاب های مشروطه من که چیزی از اینها ...
29 شهريور 1392

سفرنامه تبریز 1

روز یکشنبه 24 شهریور تهران رو به قصد تبریز ترک کردیم و روز اول جایی نرفتیم چون دیر رسیدیم و مستقیم رفتیم رستوران هتل برای صرف شام بین راه در مسیر جاده تبریز ...
28 شهريور 1392